close
تبلیغات در اینترنت
کتاب شعر لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن بی خودتر از اینم کن

کتاب شعر لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن بی خودتر از اینم کن

متن شعر شرح من و او را ببر از خاطر و در بر,پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه از کيست؟,شاعر شعر با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن,شعر افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم,باران من خاک شو و بارورم کن از کيست؟,

قیمت کابل otgعینک تروکالر اصله بدو شاد بود شاد روان باددر خانهبدخواه به نفرینش نو نوهر روز دگر محنت و دیگر حدثان بادوانکس که هزیمت شد ازین خسرو و جان بردچون از غم جان رسته شد، اندر غم نان بادتا در تن و بازوی کسی زور و توانستاندر تن و بازوی ملک زور و توان بادچونانکه کران نیست شمار…

نقشه سایت

خانه
خوراک

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 317 کل نظرات : 0 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 0 آمار بازدید
    بازدید امروز : 74 بازدید دیروز : 9 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 0 آي پي امروز : 6 آي پي ديروز : 6 بازدید هفته : 93 بازدید ماه : 204 بازدید سال : 758 بازدید کلی : 6,927 اطلاعات شما
    آی پی : 54.80.93.19 مرورگر : سیستم عامل : امروز : چهارشنبه 24 مرداد 1397

    آرشیو

    تبلیغات

    کتاب شعر لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن بی خودتر از اینم کن

    قیمت کابل otg
    عینک تروکالر اصل


    ه بدو شاد بود شاد روان باد
    در خانه
    بدخواه به نفرینش نو نو
    هر روز دگر محنت و دیگر حدثان باد
    وانکس که هزیمت شد ازین خسرو و جان برد
    چون از غم جان رسته شد، اندر غم نان باد
    تا در تن و بازوی کسی زور و توانست
    اندر تن و بازوی ملک زور و توان باد
    چونانکه کران نیست
    شمار هنرش را

    راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
    بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

    یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
    یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

    شوق سفرم هست در اقصای وجودت
    لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

    دارم سر  پرواز در آفاق تو، ای یار
    یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

    عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
    از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

    صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
    باران من خاک شو و بارورم کن

    افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
    با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

    پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
    تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

    شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
    بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن

    حسین منزوی


    قصاید فرخی سیستانی
    گر سایه
    دستش به حجر برفتد از دور
    چون جانوران جنبش اندر حجر آید
    با طالع او دول
    ت و فیروزی یارست
    از دولت و فیروزی فتح و ظفر آید


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد